کتاب بهرام

مطالب علمی فرهنگی هنری

کتاب بهرام

مطالب علمی فرهنگی هنری

کتاب بهرام
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۶ اسفند ۰۳، ۰۵:۰۲ - ناشناس
    ok
  • ۱۷ آبان ۰۲، ۱۳:۴۷ - محسن
    😱🤮

۱۱ مطلب با موضوع «فلسفه» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

کتاب "دنیایی که من می‌شناسم" (Our Knowledge of the External World) اثر برتراند راسل یکی از آثار مهم و تأثیرگذار این فیلسوف و منطق‌دان برجسته است. این کتاب که در سال ۱۹۵۶ منتشر شد، ترکیبی از خاطرات شخصی، تحلیل‌های فلسفی و نگرش‌های انتقادی به دنیای مدرن است. در این اثر، راسل به تفسیر و توضیح برخی از تجربیات و مشاهدات خود در طول زندگی پرداخته و به نقد بسیاری از مفاهیم و نظام‌های اجتماعی و سیاسی می‌پردازد. این کتاب همچنین نشان‌دهنده دغدغه‌های فلسفی و انسان‌گرایانه راسل است.

1. مقدمه‌ای بر کتاب

"جهانی که من می‌شناسم" کتابی است که به‌طور عمده بر اساس تجارب زندگی برتراند راسل نوشته شده و بیشتر در قالب یک سری خاطرات و تأملات فلسفی ارائه می‌شود. در این اثر، راسل به سوالات اساسی در مورد جامعه، تاریخ، علم و انسانیت پاسخ می‌دهد و از دیدگاه خود به تحلیل شرایط سیاسی و اجتماعی زمانه‌اش می‌پردازد.

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

کتاب "چرا من مسیحی نیستم" یک سخنرانی مهم از برتراند راسل، فیلسوف و منطق‌دان مشهور، است که در تاریخ ۶ مارس ۱۹۲۷ در سالن شهرداری باترسی در لندن ایراد شد. این سخنرانی به دعوت جامعه سکولار ملی جنوب لندن و با پشتیبانی آن‌ها انجام گرفت و به سرعت به صورت یک جزوه منتشر شد. پس از آن، این سخنرانی توسط پائول ادوارد، ویراستار کتاب‌های راسل، ویرایش شد و به شهرت بیشتری دست یافت. در این سخنرانی، راسل به دلایل خود برای عدم اعتقاد به مسیحیت می‌پردازد و نقطه نظرات فلسفی و منطقی خود را درباره این دین و مفاهیم مرتبط با آن بیان می‌کند.

مقدمه‌ای بر سخنرانی

سخنرانی "چرا من مسیحی نیستم" از همان ابتدا با یک تحلیل دقیق از مفهوم «مسیحی» آغاز می‌شود. راسل به بررسی واژه «مسیحی» و آنچه که برای بسیاری از افراد به معنی یک مسیحی است، پرداخته و تلاش می‌کند تا نشان دهد که بسیاری از مفاهیم کلیدی مسیحیت با دلایل منطقی و علمی قابل پذیرش نیستند. او از همان ابتدا موضع خود را با تأکید بر این که به "جاودانگی خدا" اعتقاد ندارد، بیان می‌کند و توضیح می‌دهد که این موضوع دلیلی است که او فکر نمی‌کند عیسی مسیح «بهترین و عاقل‌ترین مرد» باشد و بنابراین او را به عنوان «الگو» برای مسیحیان نمی‌بیند.

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

دگماتیسم (Dogmatism) به معنای پذیرفتن و پیروی از عقاید و باورهای غیرقابل تغییر و ثابت است که بدون هیچ‌گونه شک و پرسشی پذیرفته می‌شوند. این واژه معمولاً به معنی تحجر فکری و مقاومت در برابر تغییر و نقد است. دگماتیسم نه تنها در زمینه‌های دینی بلکه در زمینه‌های سیاسی، فلسفی، اجتماعی و علمی نیز مشاهده می‌شود.

1. مفهوم دگماتیسم

دگماتیسم از ریشه لاتین "dogma" به معنای "آموزه" یا "اعتقاد" گرفته شده است. در این مفهوم، دگماتیسم به فرد یا گروهی اطلاق می‌شود که به عقاید خود به‌طور مطلق و غیرقابل تغییر پایبند است و هیچ‌گونه شک و پرسشی در مورد آن عقاید نمی‌پذیرد. این نوع تفکر معمولاً از تمایل به داشتن یک باور ثابت، بدون نقد یا پذیرش گمانه‌های مختلف، نشأت می‌گیرد.

2. ویژگی‌های دگماتیسم

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

نظریه تجزیه منطقی راسل (به انگلیسی: Logical Atomism) یکی از نظریات مهم در فلسفه منطق و زبان است که توسط برتراند راسل در اوایل قرن بیستم مطرح شد. این نظریه بر این اساس استوار است که زبان و واقعیت به نوعی ساختار منطقی ساده و بنیادی دارند و می‌توانیم واقعیت را به واحدهای کوچکتر و بنیادی تجزیه کنیم.

اصول اصلی نظریه تجزیه منطقی راسل عبارتند از:

  1. واحدهای بنیادی واقعیت: راسل معتقد بود که واقعیت از مولکول‌های منطقی (آتم‌های منطقی) تشکیل شده است که این مولکول‌ها همان اجزای بنیادین یا امور ساده و غیر قابل تجزیه هستند. این مولکول‌ها می‌توانند ویژگی‌ها یا رویدادهایی باشند که به طور مستقل از یکدیگر وجود دارند.

  2. زبان و واقعیت: راسل بر این باور بود که زبان باید به گونه‌ای ساختار یافته باشد که بتواند به طور دقیق و غیر مبهم این واحدهای منطقی را بیان کند. بنابراین، زبان باید منعطف و قادر به تجزیه و تحلیل دقیق حقیقت‌های بنیادی باشد.

  3. نظریه‌ی جملات: راسل در نظریه تجزیه منطقی خود معتقد بود که جملات زبان باید به گونه‌ای تجزیه شوند که مفاهیم آن‌ها قابل تحلیل منطقی و تشکیل واحدهای ساده‌تری باشند. بنابراین، جملات پیچیده می‌توانند به مجموعه‌ای از جملات ساده‌تر و مشخص‌تر تجزیه شوند که بیانگر بخش‌های مختلف واقعیت هستند.

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

علت و معلول (Cause and Effect) یکی از مفاهیم بنیادین در فلسفه، علم و زندگی روزمره است. این مفهوم بیان می‌کند که هر رویداد یا پدیده (معلول) نتیجه‌ای از یک یا چند رویداد یا عمل قبلی (علت) است. به عبارت دیگر، علت چیزی است که باعث وقوع معلول می‌شود. این رابطه به ما کمک می‌کند تا جهان را درک کنیم، پیش‌بینی‌هایی انجام دهیم و تصمیم‌گیری‌های منطقی داشته باشیم.

مثال‌های ساده از علت و معلول:

۱. علت: بارش باران
معلول: خیابان‌ها خیس می‌شوند.
۲. علت: مطالعه زیاد
معلول: موفقیت در امتحان
۳. علت: روشن کردن کلید برق
معلول: لامپ روشن می‌شود.


علت و معلول در فلسفه:

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

برتراند راسل: «در چنین جهان متناقض خدایی نمی‌توان پیدا کرد؛ بلکه شیطانی متلون‌المزاج با یک هیئت ابلیسی می‌تواند چنین جهانی را بیافریند.»

برتراند راسل، فیلسوف، ریاضی‌دان و نویسنده‌ی برجسته‌ی انگلیسی، در طول زندگی خود به مسائل فلسفی و دینی بسیاری پرداخته است. یکی از مهم‌ترین مباحثی که راسل به آن توجه کرده است، مسئله‌ی وجود خدا و تناقضات مربوط به آن است. در جمله‌ای که ذکر کرده‌ است:

«در چنین جهان متناقض خدایی نمی‌توان پیدا کرد؛ بلکه شیطانی متلون‌المزاج با یک هیئت ابلیسی می‌تواند چنین جهانی را بیافریند.»

راسل به طور غیرمستقیم به نقد ایده‌های مذهبی و خداشناسی پرداخته است و به چالش کشیدن برخی از مفاهیم کلاسیک خدا و تناقضات موجود در این دیدگاه‌ها اشاره دارد. برای درک بهتر نظر راسل در مورد خدا و جهان، ابتدا باید به چند جنبه از فلسفه‌ی او و نقدهایش نسبت به دین توجه کرد.

1. نقد راسل به مفاهیم سنتی خدا

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

برتراند راسل، فیلسوف برجسته قرن بیستم، همواره در نقد مذهب و تاثیرات آن بر انسان‌ها، به شیوه‌ای صریح و بی‌پرده سخن گفته است. او مذهب را نه تنها یک باور معنوی، بلکه به عنوان پدیده‌ای اجتماعی و روان‌شناختی می‌بیند که بیشتر بر اساس ترس و احساسات شکل می‌گیرد تا استدلال‌های عقلانی. راسل در جملات خود، مذهب را به عنوان بیماری‌ای که موجب رنج و درد می‌شود، توصیف کرده و به نقد باورهایی پرداخته است که برای توجیه آن به کار می‌روند. او بر این باور است که پذیرش مذهب، بیشتر نتیجه احساسات و نیازهای روانی فردی است تا نتیجه تحلیل منطقی و فلسفی. این دیدگاه‌ها نه تنها راسل را به یکی از برجسته‌ترین مخالفان مذهب در دوران خود تبدیل کرده، بلکه چالش‌های عمیقی را در باب معنای زندگی و جایگاه باورهای دینی در دنیای مدرن مطرح کرده است.

  • «مذهب، بیش از هرچیز متکی به ترس بوده و بر مبنای ترس استوار است.»
  • «من مذهب را به دیده یک بیماری و منشأ رنج‌های بی‌شمار می‌نگرم.»
  • «فکر نمی‌کنم دلیل واقعی اینکه مردم مذهب را می‌پذیرند هیچ ربطی به استدلال داشته باشد. آن‌ها مذهب را به دلایل احساسی می‌پذیرند. بسیار گفته می‌شود که خیلی اشتباه است که به مذهب حمله کنیم، زیرا مذهب افراد را بافضیلت می‌سازد. به من نیز گفته شده‌است؛ اما چنین چیزی ندیده‌ام.»

مطالب مرتبط:

بیوگرافی برتراند راسل

قوری راسل

معرفی و دانلود رایگان کتاب « دنیایی که من می شناسم» اثر برتراند راسل

نظریه تجزیه منطقی راسل (Logical Atomism)

معرفی و دانلود رایگان کتاب « چرا مسیحی نیستم» اثر برتراند راسل

نظر برتراند راسل درباره ی تبلیغات و چگونگی باور کردن

نظر برتراند راسل در مورد تعصب به باورهای حزبی

نظر برتراند راسل در مورد وجود خدا

نظر برتراند راسل در مورد دین

نظر برتراند راسل در مورد اندیشه و ترس انسان از اندیشیدن

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

برتراند راسل: «آنچه از فنِّ تبلیغات می‌آموزیم این است که هر موضوعی را می‌توان به اکثریت مردم قبولاند به‌شرطی که چندین بار به نحوی تکرارش کنیم که در حافظهٔ آنان حک شود. ما غالب چیزها را باور داریم فقط به این علّت که چندین بار با لحن تأییدآمیزی دربارة آن‌ها شنیده‌ایم: حتّی به خاطر نمی‌آوریم که کجا و چرا موردِ تأیید واقع شده‌اند، از این روست که نمی‌توانیم به نقدِ آن‌ها بپردازیم، حتّی وقتی که هیچ پشتوانة منطقی مؤید آن‌ها نبوده و تأییدشان از طرف اشخاص ذی‌نفع ابراز شده باشد.»

برتراند راسل، فیلسوف و نظریه‌پرداز برجسته قرن بیستم، در آثار خود به تحلیل مسایل مختلف اجتماعی و روان‌شناختی پرداخته است. یکی از موضوعات مهمی که راسل در آن به نقد پرداخته، اثرات تبلیغات بر اندیشه و باورهای انسان‌ها است. او در این زمینه با تأکید بر تأثیر تکرار و تبیین‌های تأییدآمیز، نشان می‌دهد که چگونه تبلیغات می‌توانند نظرات و باورهای مردم را شکل دهند، حتی زمانی که این باورها فاقد پشتوانه منطقی و مستندات کافی باشند.

تکرار و تأثیر آن بر باورها

رساله راسل دربارهٔ تبلیغات در واقع هشداردهنده‌ای است در برابر تأثیرات منفی و پنهان تکرار پیام‌های تبلیغاتی بر ذهن انسان. او در این گفتهٔ معروف خود اشاره می‌کند که:

«هر موضوعی را می‌توان به اکثریت مردم قبولاند به‌شرطی که چندین بار به نحوی تکرارش کنیم که در حافظهٔ آنان حک شود.»

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

قوری راسل

برتراند راسل : «اگر من مدعی می‌شدم که در منظومه شمسی میان زمین و مریخ یک قوری چینی دور خورشید می‌گردد، هیچ‌کس قادر نبود مدّعای مرا رد کند، مشروط به آنکه حواسم می‌بود که در ادامه بگویم این قوری آنقدر کوچک است که حتی با قوی‌ترین تلسکوپ‌ها هم قابل رویت نیست. اما اگر تا آنجا پیش می‌رفتم که می‌گفتم چون مدعای من ابطال ناپذیراست جایز نیست عقل بشر به آن شک کند، به حق به یاوه گویی متهم می‌شدم. با این حال، اگر وجود این قوری در کتب قدما تأیید شده بود و آن را حقیقتی قدسی شمرده و هر یکشنبه در کلیسا دربارهٔ آن به وعظ می‌پرداختند و در مدارس آن را به ذهن کودکان فرومی‌کردند، تردید در وجود آن نشانهٔ نامتعارف بودن تلقی می‌شد و شخص شکاک را در عصر روشنگری به نزد روانپزشک و در دوره پیش از آن به دادگاه تفتیش عقاید می‌فرستادند.»

  • قوری راسل

 

این نقل‌قول از برتراند راسل یکی از مهم‌ترین و معروف‌ترین استدلال‌های او برای تاکید بر اهمیت روش‌های علمی و عقلانی در شناخت حقیقت است. به طور کلی، راسل در این سخن به روش‌های نادرست باور کردن و نحوهٔ تولید و تداوم عقاید غلط اشاره دارد، به ویژه عقایدی که بر اساس دگماتیزم و تقلید کورکورانه ایجاد می‌شوند.

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

برتراند راسل : انسان‌ها بیش از هر چیز دیگر، از اندیشیدن وحشت دارند، بیش از فقر، حتی بیش از مرگ. «اندیشه» انقلاب می‌کند، از تخت به زیر می‌کشد و نابود می‌سازد. امتیازات دروغین، سنن و عرف جوامع، و عادات راحت طلبانهٔ انسان‌ها را، بدون ذره‌ای رحم، از دم تیغ می‌گذراند. هیچ قانونی را به رسمیت نمی‌شناسد؛ آنارشیست است. مراجع قانونی را به پشیزی نمی‌انگارد و بر خرد کهن نیز وقعی نمی‌نهد. اندیشه به سادگی در گودال جهنم می‌نگرد و هراسی او را فرا نمی‌گیرد. بشر، لکه کوچکی مغروق در ژرفای بی پایانی از سکوت است؛ اندیشه این را می‌بیند و با این حال، غرورمندانه خود را به نمایش می‌گذارد، گویی ارباب کائنات است. «اندیشه» چالاک، آزاد و عظیم است، یگانه روشنایی این جهان و بزرگ‌ترین مایه فخر بشر.

 

این متن از برتراند راسل که در آن به ماهیت اندیشه و تفکر انسان‌ها پرداخته شده، به نوعی بیانگر نگرش فلسفی او به قدرت و خطرات اندیشه است. برای تفسیر کامل این عبارت، می‌توان نکات مختلفی را بررسی کرد:

  1. وحشت از اندیشیدن: راسل ابتدا اشاره می‌کند که انسان‌ها از اندیشیدن بیشتر از هر چیز دیگری، حتی از فقر و مرگ، می‌ترسند.

  • بهرام بهرامی حصاری