برتراند راسل، فیلسوف برجسته قرن بیستم، همواره در نقد مذهب و تاثیرات آن بر انسانها، به شیوهای صریح و بیپرده سخن گفته است. او مذهب را نه تنها یک باور معنوی، بلکه به عنوان پدیدهای اجتماعی و روانشناختی میبیند که بیشتر بر اساس ترس و احساسات شکل میگیرد تا استدلالهای عقلانی. راسل در جملات خود، مذهب را به عنوان بیماریای که موجب رنج و درد میشود، توصیف کرده و به نقد باورهایی پرداخته است که برای توجیه آن به کار میروند. او بر این باور است که پذیرش مذهب، بیشتر نتیجه احساسات و نیازهای روانی فردی است تا نتیجه تحلیل منطقی و فلسفی. این دیدگاهها نه تنها راسل را به یکی از برجستهترین مخالفان مذهب در دوران خود تبدیل کرده، بلکه چالشهای عمیقی را در باب معنای زندگی و جایگاه باورهای دینی در دنیای مدرن مطرح کرده است.
- «مذهب، بیش از هرچیز متکی به ترس بوده و بر مبنای ترس استوار است.»
- «من مذهب را به دیده یک بیماری و منشأ رنجهای بیشمار مینگرم.»
- «فکر نمیکنم دلیل واقعی اینکه مردم مذهب را میپذیرند هیچ ربطی به استدلال داشته باشد. آنها مذهب را به دلایل احساسی میپذیرند. بسیار گفته میشود که خیلی اشتباه است که به مذهب حمله کنیم، زیرا مذهب افراد را بافضیلت میسازد. به من نیز گفته شدهاست؛ اما چنین چیزی ندیدهام.»
مطالب مرتبط:
معرفی و دانلود رایگان کتاب « دنیایی که من می شناسم» اثر برتراند راسل
نظریه تجزیه منطقی راسل (Logical Atomism)
معرفی و دانلود رایگان کتاب « چرا مسیحی نیستم» اثر برتراند راسل
نظر برتراند راسل درباره ی تبلیغات و چگونگی باور کردن
نظر برتراند راسل در مورد تعصب به باورهای حزبی