کتاب بهرام

مطالب علمی فرهنگی هنری

کتاب بهرام

مطالب علمی فرهنگی هنری

کتاب بهرام
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۶ اسفند ۰۳، ۰۵:۰۲ - ناشناس
    ok
  • ۱۷ آبان ۰۲، ۱۳:۴۷ - محسن
    😱🤮

۱۰۲ مطلب با موضوع «ضرب المثل» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

ضرب‌المثل «آب از دستش نمی‌چکه» یکی از اصطلاحات رایج در زبان فارسی است که برای توصیف افراد بسیار محتاط، دقیق و حساب‌گر به کار می‌رود. این ضرب‌المثل به کسانی اشاره دارد که در انجام کارهای خود بسیار دقیق و موشکافانه عمل می‌کنند و هیچ چیز را به شانس و اتفاق واگذار نمی‌کنند. چنین افرادی معمولاً در مدیریت منابع، زمان و امور مالی خود بسیار دقیق هستند و هیچ فرصتی را برای هدر رفتن نمی‌دهند.

ریشه و مفهوم ضرب‌المثل:

این ضرب‌المثل از یک تصویر ساده اما گویا استفاده می‌کند: اگر کسی آنقدر دقیق و محتاط باشد که حتی یک قطره آب هم از دستش نریزد، نشان‌دهنده‌ی این است که در حفظ و مدیریت چیزهای کوچک و بزرگ، بسیار مهارت دارد. این عبارت معمولاً در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که فردی در انجام کاری، دقت و وسواس زیادی به خرج می‌دهد و هیچ چیز را بی‌دلیل هدر نمی‌دهد.

کاربردهای ضرب‌المثل:

  1. مدیریت مالی:

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

ضرب‌المثل‌ها گنجینه‌های ارزشمند فرهنگ و ادبیات هر ملت هستند که در قالب جملاتی کوتاه، پرمعنا و حکیمانه، تجربیات، باورها و اندیشه‌های نسل‌های گذشته را به آیندگان منتقل می‌کنند. این جملات ساده اما عمیق، نه تنها بیانگر خرد و دانش مردمان یک سرزمین هستند، بلکه به عنوان ابزاری قدرتمند در انتقال مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و انسانی به کار می‌روند. ضرب‌المثل‌های فارسی، با ریشه‌هایی کهن و غنی، بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت فرهنگی ایران زمین به شمار می‌آیند و در طول تاریخ، همواره در گفتار و نوشتار مردم این سرزمین جایگاه ویژه‌ای داشته‌اند.

در این مجموعه، تلاش شده است تا فهرستی جامع و کامل و بیش از 1600 ضرب‌المثل فارسی گردآوری شود. این ضرب‌المثل‌ها، که از دل زندگی روزمره، ادبیات کلاسیک و فرهنگ عامه برخاسته‌اند، نه تنها نشان‌دهنده‌ی زیبایی‌ها و ظرافت‌های زبان فارسی هستند، بلکه گویای روحیه‌ی طنز، انتقاد و حکمت مردمان این سرزمین نیز می‌باشند. از ضرب‌المثل‌های ساده و عامیانه گرفته تا جملاتی که ریشه در اشعار شاعران بزرگی چون سعدی، حافظ و مولوی دارند، همگی در این مجموعه گرد هم آمده‌اند تا مخاطبان را با دنیای رنگارنگ و پرمعنای ضرب‌المثل‌های فارسی آشنا کنند.

امید است این مجموعه، علاوه بر حفظ و انتقال این میراث فرهنگی به نسل‌های آینده، به عنوان مرجعی کاربردی برای علاقه‌مندان به ادبیات فارسی، پژوهشگران و تمام کسانی که به دنبال درک عمیق‌تری از فرهنگ و زبان فارسی هستند، مورد استفاده قرار گیرد. با مطالعه‌ی این ضرب‌المثل‌ها، نه تنها با بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران آشنا می‌شویم، بلکه می‌توانیم از حکمت و تجربه‌ی گذشتگان در زندگی امروز خود بهره‌مند شویم.

1. آب از دستش نمیچکه!
2. آب از سر چشمه گله!
3. آب از آب تکان نمیخوره  
4. آب از سرش گذشته  
5. آب پاکی روی دستش ریخت  
6. آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم!  
7. آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره!  
8. آب زیر پوستش افتاده  
9. آب که یه جا بمونه، میگنده  
10. آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری!  
11. آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه صد نی  
12. آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه!  
13. آب نمیبینه و گرنه شناگر قابلیه  
14. آبی از او گرم نمیشه  
15. آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد  
16. آخر شاه منشی، کاه کشی است  
17. آدم با کسی که علی گفت، عمر نمیگه!  
18. آدم بد حساب، دوبار میده!  

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

ضرب‌المثل‌ها بخشی از فرهنگ هر ملتی هستند که به وسیله آن‌ها می‌توان اندوخته‌های فرهنگی و تجربیات مردم را در قالب عباراتی کوتاه و پرمحتوا بیان کرد. ضرب‌المثل‌ها اغلب به‌طور غیرمستقیم نکات اخلاقی و اجتماعی را در خود جای می‌دهند و می‌توانند به‌طور همزمان جنبه‌های مختلفی از زندگی انسان‌ها را مورد بررسی قرار دهند. یکی از موضوعاتی که در ضرب‌المثل‌ها به آن توجه شده، دزدی است؛ موضوعی که در آن مفاهیم مختلفی چون فریب، نیرنگ، آسیب به حقوق دیگران و بی‌اعتمادی به‌وجود می‌آید. در این مطلب به برخی از ضرب‌المثل‌ها در مورد دزد و دزدی پرداخته و آن‌ها را تفسیر خواهیم کرد.

تفسیر ضرب‌المثل‌ها:

  1. دزد، آب گرون می‌خوره: این ضرب‌المثل به این معناست که کسانی که در کارهای نادرست و دزدی وارد می‌شوند، از عواقب و مشکلات آن‌ها به‌طور ویژه‌ای آسیب می‌بینند.

  2. دزد بازار آشفته می‌خواهد: دزدان و افرادی که به‌دنبال فرصت‌طلبی هستند، در شرایطی که نظم و امنیت وجود ندارد و اوضاع نابسامان است، به‌راحتی از فرصت‌ها سوءاستفاده می‌کنند.

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

ضرب‌المثل‌ های فارسی بخشی غنی از فرهنگ و ادبیات ایران هستند که با استفاده از اشیاء، حیوانات و موقعیت‌های روزمره، مفاهیم عمیق و درس‌های زندگی را به شیوه‌ای ساده و قابل فهم بیان می‌کنند. خر، به عنوان حیوانی که نماد صبر، تحمل و گاهی ساده‌لوحی است، در بسیاری از ضرب‌المثل‌های فارسی حضور پررنگی دارد. این ضرب‌المثل‌ها اغلب به رفتارها، ویژگی‌ها و موقعیت‌های انسانی اشاره می‌کنند و با طنز و ظرافت خاصی، پیام‌های اخلاقی و اجتماعی را منتقل می‌کنند. در ادامه، برخی از معروف‌ترین ضرب‌المثل‌های مرتبط با خر را بررسی می‌کنیم.

لیست ضرب‌المثل‌های مرتبط با خر

۱. خر، ار جل ز اطلس بپوشد خر است

  • معنی: تغییر ظاهر چیزی یا کسی، ماهیت آن را تغییر نمی‌دهد.

۲. خر است و یک کیله جو

  • معنی: اشاره به کسی که با کم‌ترین چیزها راضی می‌شود.

۳. خر از لگد خر ناراحت نمیشه

  • معنی: کسی که خودش در موقعیت پایینی است، از رفتارهای مشابه دیگران ناراحت نمی‌شود.

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

ضرب‌المثل "شهر که آشوب بشه قورباغه هفت تیر می‌کشه" به‌طور کلی اشاره به وضعیت‌هایی دارد که در آن اوضاع آشفته و بی‌نظم می‌شود و در نتیجه افرادی که در شرایط عادی توانایی یا جرات اقدام خاصی را ندارند، در این وضعیت سعی می‌کنند خود را نشان دهند یا دست به اقداماتی بزنند که معمولاً از آن‌ها انتظار نمی‌رود.

توضیح کامل ضرب‌المثل:

  • شهر که آشوب بشه: این بخش به وضعیتی اشاره دارد که در آن همه چیز به هم ریخته است. ممکن است اشاره به آشوب‌های اجتماعی، سیاسی، یا حتی شرایطی فردی و درون‌گروهی باشد که نظم و آرامش از بین می‌رود.

  • قورباغه هفت تیر می‌کشه: در این بخش از ضرب‌المثل، قورباغه به‌عنوان موجودی کوچک، ضعیف و بی‌دفاع در نظر گرفته می‌شود که از نظر طبیعی هیچ‌گاه قادر به استفاده از اسلحه یا انجام عمل خشونت‌آمیز نخواهد بود. اما وقتی اوضاع بی‌نظم و آشوب می‌شود، حتی موجودی ضعیف مانند قورباغه نیز دست به اقداماتی می‌زند که در شرایط عادی از آن‌ها برنمی‌آید.

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

ضرب‌المثل "گربه شیر است در گرفتن موش، لیک موش است در مصاف پلنگ" یکی از ابیات مشهور سعدی در دیباچه‌ی کتاب "گلستان" است که به نوعی فلسفه‌ و حقیقت‌های زندگی اجتماعی، اخلاقی و انسانی را در قالب شعر بیان می‌کند. این بیت به‌طور کلی به مقایسه و تفاوت توانایی‌ها و ویژگی‌های افراد در موقعیت‌ها و شرایط مختلف می‌پردازد.

متن کامل بیت:

"گربه شیر است در گرفتن موش
لیک موش است در مصاف پلنگ!"

معنی و مفهوم ضرب‌المثل:

این بیت از سعدی به‌طور کلی اشاره به تفاوت رفتار، عملکرد و قدرت افراد در شرایط مختلف دارد. در ظاهر، ممکن است فردی در یک شرایط خاص قوی و پرقدرت به نظر برسد، اما در مواجهه با شرایط جدید یا چالش‌های بزرگ‌تر، توانایی‌های واقعی او نمایان می‌شود.

  1. "گربه شیر است در گرفتن موش":
    گربه‌ها در مواجهه با موش‌ها شکارچیان ماهری هستند. در اینجا، گربه که توانایی بالایی در شکار موش‌ها دارد، به نوعی نماد قدرت و توانایی در مواجهه با دشمنان ضعیف‌تر است. بنابراین، در موقعیت‌هایی که فرد یا موجودی با تهدیدات یا مشکلات کوچک روبه‌رو می‌شود، ممکن است به نظر برسد که او بسیار قوی و بی‌چون و چراست.

  2. "لیک موش است در مصاف پلنگ":

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

ضرب‌المثل «گربه برای رضای خدا موش نمی‌گیره» یکی از ضرب‌المثل‌های معروف در زبان فارسی است که به مفهومی عمیق و مهم اشاره دارد. این ضرب‌المثل بیانگر این است که هیچ موجودی، به ویژه حیوانات یا انسان‌ها، بدون داشتن یک انگیزه یا منفعت شخصی، کاری انجام نمی‌دهند. در واقع، این مثل به نوعی از واقعیت‌های زندگی اجتماعی و روان‌شناسی اشاره دارد که افراد معمولاً برای رسیدن به هدف‌های خود یا به نوعی از منافع شخصی، اقدام به انجام کارهایی می‌کنند.

معنی و مفهوم ضرب‌المثل

در این ضرب‌المثل، گربه که در طبیعت خود موجودی شکارچی است، با اشاره به این که تنها در صورتی موش‌ها را می‌گیرد که برای خودش منفعتی در پی داشته باشد، به ما می‌گوید که هیچ چیزی به صورت خالص و بدون داشتن نفع یا پاداش شخصی انجام نمی‌شود. به عبارت دیگر، اگر گربه موش‌ها را شکار می‌کند، به این دلیل است که می‌خواهد از آنها تغذیه کند و برای بقای خود از این شکار بهره‌برداری می‌کند.

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

ضرب‌المثل «موش به هَنبونِه کاری ندارد، هَنبونِه با موش کار دارد» از جمله ضرب‌المثل‌های فارسی است که در مواقع خاصی به کار می‌رود تا رفتار فردی را که مسئولیت اشتباهی را نپذیرفته و سعی در توجیه کار نادرست خود دارد، به نقد بکشد. این ضرب‌المثل به نوعی بیانگر شیوه‌ای از فرار از مسئولیت است که در آن فرد خطاکار تلاش می‌کند تا توجه را از اشتباه خود منحرف کرده و دیگران را مقصر جلوه دهد.

1. تجزیه و تحلیل ضرب‌المثل

در این ضرب‌المثل:

  • «هنبونه» یک عبارت عامیانه است که به معنای آن چیزی است که در شرایط خاص درگیر ماجراست اما به طور مستقیم مسئولیت آن بر عهده‌اش نیست. در بسیاری از موارد، این واژه برای اشاره به فرد یا چیزی به کار می‌رود که به نوعی درگیر مسأله است اما در عمل هیچ‌گونه اثر مستقیمی در به وجود آمدن مشکل ندارد.
  • «موش» در این ضرب‌المثل به معنای عامل اصلی یا شخصی است که به طور مستقیم درگیر کار نادرست یا اشتباه است. در واقع، این کلمه بیانگر فردی است که مسئولیت اشتباه را به طور مستقیم بر عهده دارد.
  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

ضرب‌المثل «ستاره‌ی سهیل بودن» در زبان فارسی به معنای کم‌یاب و سخت‌دسترس بودن چیزی یا کسی است. این ضرب‌المثل به ویژه در مواقعی به کار می‌رود که چیزی یا فردی نادر، گرانبها و غیر قابل دسترس باشد، مشابه به دشواری در مشاهده یا دسترسی به ستاره‌ی سهیل.

ستاره‌ی سهیل یکی از درخشان‌ترین و شناخته‌شده‌ترین ستارگان در آسمان شب است، ولی از آنجا که این ستاره تنها در عرض‌های جغرافیایی پایین‌تر و مناطق جنوبی زمین قابل مشاهده است، برای بسیاری از مردم در نواحی شمالی، مشاهده‌ی آن بسیار دشوار است.

در ایران، ستاره‌ی سهیل معمولاً در نیمه دوم سال خورشیدی قابل رویت است. این ستاره در ۷ دی ماه به اوج خود می‌رسد و از نیمه دوم بهمن ماه مناسب برای رصد شامگاهی می‌شود.

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

ضرب‌المثل معروف "ماست‌ها را کیسه کردن" به معنای ترسیدن است و زمانی به کار می‌رود که فردی از شنیدن خبری یا هشداری به وحشت افتاده و برای جلوگیری از خطر، اقدام فوری می‌کند. به این حالت گفته می‌شود که فلانی "ماستش را کیسه کرد".

در تاریخ آمده است که در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار، قیمت ماست به طور ناگهانی افزایش یافت. ماست که غذای اصلی و قوت روزانه مردم بود، به یکباره گران شد و مردم از این گرانی اعتراض کردند. شاه دستور داد که قیمت ماست کاهش یابد و به قیمت قبل بازگردد؛ اما فروشندگان ماست به دستورات شاه توجه نکردند و در نهایت قیمت ماست کاهش نیافت.

در این زمان، فردی قدرتمند به نام مختارالسلطنه در تهران حضور داشت که برای رسیدگی به اوضاع آشفته آن دوران، رئیس نظمیه تهران شده بود. به دستور شاه، مختارالسلطنه تصمیم گرفت که قیمت ماست را تثبیت کند.

چند ماه بعد، اوضاع کمی آرام شد. اما مختارالسلطنه که فردی پیگیر بود، به این آرامش مشکوک شد و تصمیم گرفت تا به طور غیررسمی و با لباس معمولی به دکان‌های ماست‌فروشی رفته و ببیند که ماست را با چه قیمتی به مردم می‌فروشند.

  • بهرام بهرامی حصاری