کتاب بهرام

مطالب علمی فرهنگی هنری

کتاب بهرام

مطالب علمی فرهنگی هنری

کتاب بهرام
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۶ اسفند ۰۳، ۰۵:۰۲ - ناشناس
    ok
  • ۱۷ آبان ۰۲، ۱۳:۴۷ - محسن
    😱🤮

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر در مورد زندگی و مرگ» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

غمش رهایی و خوشحالی اش گرفتاری!
هزار خوش دلی آکنده با خود آزاری!

درست می شنوی؛ عاشقانه می گویم
بدان که شعر دروغ است و عشق، بیماری!

سراغی از تو نگیرم بگو چه کار کنم؟
که جان به لب شدم از قهر و آشتی، آری!

به دوست داشتنت افتخار خواهم کرد
ولی کلافه ام از این جنون ادواری!

اگر دوباره سراغی گرفتم از تو، نباش
مرا رها کن و خود را بزن به بیزاری!

دو روز بی خبرم از تو و نمی میرم
چنین نبود گمانم به خویشتن داری!

دلم به زندگی سخت و مرگ راحت بود
مگر تو باز بگویی که دوستم داری!

اشعار مهدی فرجی

نقد شعر: 

شعر زیبای مهدی فرجی در قالبی عاشقانه و پست‌مدرن به زبان ساده و در عین حال عمیق، احساسات پیچیده‌ی انسانی را به تصویر می‌کشد. در این شعر، شاعر به بیان تضادهایی می‌پردازد

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

شعر، زبان خاصی است که در آن عواطف، تفکرات و تجارب انسانی به گونه‌ای عمیق و زیبا به تصویر کشیده می‌شود. یکی از شاعران بزرگ معاصر ایران که توانسته است این زبان را به بهترین شکل ممکن به کار گیرد، مهدی اخوان ثالث است. در میان آثار متعدد او، شعری با عنوان "جویبار لحظه‌ها" جایگاهی ویژه دارد. این شعر که از لحاظ ساختار و معنا بسیار پیچیده و عمیق است، به بررسی مفاهیمی چون زندگی، مرگ، احساسات درونی و تضادهای انسانی پرداخته و نمایشی از تنش‌های ذهنی انسان‌ها در مواجهه با حقیقت‌های پیچیده‌ی زندگی است.

از تهی سرشار،

جویبار لحظه ها جاریست.

چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب، واندر آب بیند سنگ،

دوستان و دشمنان را می شناسم من.

زندگی را دوست می دارم؛

مرگ را دشمن.

وای، امّا با که باید گفتن این؟  من دوستی دارم

که به دشمن خواهم از او التجا بردن!

شعری از مهدی اخوان ثالث

تفسیر این شعر:

این شعر از مهدی اخوان ثالث تصویری عمیق از تنش‌های درونی انسان‌ها و پیچیدگی‌های زندگی و مرگ را به تصویر می‌کشد. در ابتدای شعر، اخوان از "تهی سرشار" صحبت می‌کند که به نوعی نمایانگر یک خلاء درونی است که در آن زمان به مثابه جویباری از لحظه‌ها جاری می‌شود.

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

این چار برگ خشک شده مال دفتر است
نه! آخرین قمار من و دست آخر است

*

من را به چاه درد خود انداخت و گذشت

هر کس که گفت با من خسته برادر است...

*

  • بهرام بهرامی حصاری