تا به حال دقت کردهاید که یک خبر بد میتواند تمام روزتان را خراب کند، اما چند خبر خوب تأثیر خیلی کمتری روی حالوهوایتان دارند؟
یا اینکه وقتی تیترهای خبری را میبینید، ناخودآگاه بیشتر جذب خبرهای نگرانکننده، ترسناک یا خشمبرانگیز میشوید؟
این موضوع تصادفی نیست. مغز انسان به طور طبیعی طوری طراحی شده که به اطلاعات منفی حساستر باشد. در روانشناسی به این پدیده میگویند:
«سوگیری منفیگرایی» (Negativity Bias)
یعنی مغز ما اطلاعات منفی را:
سریعتر تشخیص میدهد
عمیقتر پردازش میکند
و ماندگارتر به خاطر میسپارد
اما چرا؟

مغز ما برای بقا ساخته شده، نه برای خوشحال بودن
در طول بیشتر تاریخ تکامل انسان، دنیا جای امنی نبوده است.
برای نیاکان ما، نادیده گرفتن یک تهدید میتوانست مرگبار باشد، اما نادیده گرفتن یک اتفاق خوب معمولاً خطری نداشت.
فرض کنید انسانی اولیه دو صدا میشنود:
صدای پرندهها
صدای خشخش علفها که ممکن است نشانه حضور یک شکارچی باشد
اگر او نسبت به صدای دوم حساستر نباشد، ممکن است زنده نماند.
در نتیجه، مغز انسان بهمرور طوری تکامل پیدا کرده که اول تهدید را ببیند، بعد بقیه چیزها را.
این همان پایه زیستی سوگیری منفیگرایی است.
نقش آمیگدال: دکمه هشدار مغز
در مرکز این ماجرا ساختاری کوچک اما مهم به نام آمیگدال قرار دارد.
آمیگدال بخشی از سیستم احساسی مغز است که وظیفه تشخیص خطر و پردازش ترس را بر عهده دارد. پژوهشهای تصویربرداری مغزی نشان میدهند:
🔹 آمیگدال به محرکهای منفی (مثل چهره خشمگین، خبر تهدیدآمیز یا تصویر خطرناک)
قویتر و سریعتر واکنش نشان میدهد تا محرکهای خنثی یا مثبت.
یعنی وقتی یک خبر نگرانکننده میخوانید، آمیگدال سریع فعال میشود و به بقیه مغز میگوید:
«این مهم است، توجه کن!»
چرا اخبار منفی ماندگارترند؟
آمیگدال فقط هشدار نمیدهد؛ بلکه به حافظه هم دستور میدهد.
وقتی خبری بار احساسی منفی دارد:
آمیگدال فعال میشود
با هیپوکامپ (مرکز حافظه) ارتباط برقرار میکند
و باعث میشود آن اطلاعات عمیقتر در حافظه ذخیره شوند
به همین دلیل:
یک خبر تصادف یا فاجعه را مدتها به خاطر میسپاریم
اما خبرهای عادی و مثبت خیلی زود فراموش میشوند
مغز از دید تکاملی فکر میکند:
«اگر این چیز خطرناک را یادت بماند، دفعه بعد بهتر زنده میمانی.»
چرا اخبار منفی «باورپذیرتر» به نظر میرسند؟
چند عامل مغزی و روانشناختی دست به دست هم میدهند:
1️⃣ برانگیختگی احساسی بیشتر
اخبار منفی معمولاً ترس، خشم یا نگرانی ایجاد میکنند.
هرچه یک پیام بار احساسی بیشتری داشته باشد، مغز آن را مهمتر و واقعیتر تلقی میکند.
2️⃣ توجه بیشتر = پردازش عمیقتر
وقتی خبری ما را نگران میکند، بیشتر دربارهاش فکر میکنیم، با دیگران در میان میگذاریم و در ذهن مرورش میکنیم. این تکرار ذهنی، حس «درست بودن» آن را تقویت میکند.
3️⃣ خطای «دسترسپذیری ذهنی»
مغز ما احتمال رخدادها را بر اساس اینکه چقدر راحت به یادمان میآیند تخمین میزند.
چون اخبار منفی ماندگارترند، مغز فکر میکند:
«پس حتماً این چیزها زیاد اتفاق میافتد.»
مثلاً دیدن مداوم خبر سقوط هواپیما میتواند باعث شود پرواز را بسیار خطرناکتر از آمار واقعی تصور کنیم.
شبکههای اجتماعی و تقویت سوگیری منفی
الگوریتمهای شبکههای اجتماعی برای جلب توجه طراحی شدهاند.
و چه چیزی بیشتر توجه ما را جلب میکند؟ تهدید و هیجان منفی.
در نتیجه:
اخبار خشمبرانگیز بیشتر دیده میشوند
مطالب ترسناک بیشتر به اشتراک گذاشته میشوند
و مغز ما در یک چرخه دائمی هشدار باقی میماند
این یعنی سیستمی که برای نجات جان ما از حمله یک حیوان وحشی تکامل یافته بود، حالا مدام با تیترهای استرسزا تحریک میشود.
اثر طولانیمدت این وضعیت بر مغز
قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار منفی میتواند باعث شود:
آمیگدال بیشفعالتر شود
بدن بیشتر در حالت استرس بماند
تمرکز و خواب مختل شود
احساس ناامنی عمومی افزایش یابد، حتی اگر خطر مستقیمی وجود نداشته باشد
به بیان ساده، مغز بین «خطر واقعی» و «خبر نگرانکننده» همیشه تفاوت دقیقی قائل نمیشود.
چطور از مغزمان در برابر بمباران اخبار منفی محافظت کنیم؟
هدف این نیست که بیخبر بمانیم، بلکه باید مصرف خبری آگاهانه داشته باشیم.
چند راهکار علمی:
🧠 محدود کردن زمان مصرف خبر
مثلاً فقط یک یا دو بازه مشخص در روز، نه چک کردن مداوم.
🌿 متعادل کردن ورودیها
در کنار خبرهای جدی، عمداً محتوای مثبت، آموزشی یا الهامبخش هم ببینید تا مغز فقط با تهدید تغذیه نشود.
📵 فاصله قبل از خواب
قرار گرفتن در معرض اخبار استرسزا قبل از خواب، آمیگدال را فعال نگه میدارد و کیفیت خواب را پایین میآورد.
🧘♂️ فعال کردن بخش منطقی مغز
نوشتن، تحلیل منطقی، یا صحبت آرام درباره یک خبر، به فعال شدن قشر پیشپیشانی کمک میکند؛ بخشی که میتواند واکنش شدید احساسی را تنظیم کند.
جمعبندی
مغز ما اخبار منفی را بیشتر باور میکند چون برای بقا در دنیایی خطرناک تکامل یافته است. ساختارهایی مثل آمیگدال باعث میشوند اطلاعات تهدیدآمیز سریعتر پردازش شوند، عمیقتر در حافظه بمانند و واقعیتر به نظر برسند.
این ویژگی زمانی ما را زنده نگه میداشت، اما در دنیای پر از رسانه امروز میتواند ما را در حالت اضطراب دائمی نگه دارد. شناخت این سازوکار به ما کمک میکند فریب واکنشهای خودکار مغزمان را نخوریم و آگاهانهتر با اخبار برخورد کنیم.