کتاب بهرام

مطالب علمی فرهنگی هنری

کتاب بهرام

مطالب علمی فرهنگی هنری

کتاب بهرام
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۶ اسفند ۰۳، ۰۵:۰۲ - ناشناس
    ok
  • ۱۷ آبان ۰۲، ۱۳:۴۷ - محسن
    😱🤮
  • ۰
  • ۰

شعر «گرگ» اثر فریدون مشیری، با نگاهی عمیق و فلسفی به طبیعت انسانی و جنبه‌های تاریک آن می‌پردازد. در این شعر، شاعر با استفاده از نماد «گرگ»، به درون‌مایه‌های خفته در نهاد بشر اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این جنبه‌های حیوانی و غریزی می‌توانند بر رفتار و اخلاق انسان تأثیر بگذارند. مشیری با زبانی ساده اما پرمحتوا، به ما یادآوری می‌کند که اگر انسان‌ها نتوانند با این گرگ درون خود مقابله کنند، به تدریج به موجوداتی خشن و بی‌رحم تبدیل می‌شوند. این شعر، نه تنها به چالش‌های درونی انسان‌ها می‌پردازد، بلکه به روابط اجتماعی و رفتارهای انسانی نیز اشاره دارد و نشان می‌دهد که چگونه ستمکاران و قدرت‌مداران می‌توانند با همدستی یکدیگر، جوامع را تحت تأثیر قرار دهند. در ادامه، با هم به خواندن این شعر تأثیرگذار می‌پردازیم که در آن، صدای نداهای انسانی و انتقادات اجتماعی به وضوح شنیده می‌شود.

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!...
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند
در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی هم چو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟

شعرهای فریدون مشیری

 

متن متحرک با مارکیو متن متحرک با مارکیو

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی