سربداران (۷۳۷ تا ۷۸۳ هجری قمری / ۱۳۳۷ تا ۱۳۸۱ میلادی) جنبشی انقلابی و شیعهمذهب بودند که در قرن هشتم هجری در منطقه خراسان (شمال شرقی ایران امروزی) شکل گرفت و علیه ظلم و ستم حکومت مغولان و حاکمان محلی قیام کرد. این جنبش که نام آن به معنای «سر به داران» (اشاره به شهادت طلبی اعضای آن) است، به عنوان یکی از نخستین قیامهای شیعی در ایران شناخته میشود و نقش مهمی در تضعیف حکومت ایلخانیان و احیای هویت ایرانی-اسلامی ایفا کرد.
خاستگاه و زمینههای شکلگیری سربداران
سربداران در واکنش به ظلم و فساد حاکمان مغول و عوامل محلی آنان در خراسان پدید آمدند. پس از فروپاشی ایلخانیان، هرج و مرج سیاسی و اقتصادی در ایران افزایش یافت و فشار بر مردم به ویژه کشاورزان و پیشهوران بیشتر شد. رهبران سربداران، که عمدتاً از طبقات پایین جامعه مانند دهقانان و صنعتگران بودند، با شعار عدالتخواهی و دفاع از مظلومان، جنبشی مسلحانه را سازماندهی کردند. مذهب شیعه نیز به عنوان عامل وحدتبخش در این جنبش نقش داشت.
بنیانگذاران و رهبران
شیخ خلیفه مازندرانی: از نخستین رهبران معنوی جنبش که در سبزوار فعالیت میکرد و مردم را به قیام علیه ظلم تشویق مینمود.
حسن جوری: شاگرد شیخ خلیفه و از رهبران اصلی نظامی جنبش که پس از مرگ استادش، رهبری سربداران را بر عهده گرفت.
وجیهالدین مسعود: از فرماندهان برجسته سربداران که توانست حکومتی نیمه مستقل در سبزوار تأسیس کند.
گسترش قلمرو و حکومت
سربداران ابتدا کنترل شهر سبزوار را به دست گرفتند و به تدریج قلمرو خود را به مناطق دیگر خراسان مانند نیشابور، توس و مشهد گسترش دادند. آنها با تکیه بر حمایت مردم محلی و استفاده از تاکتیکهای چریکی، موفق شدند حاکمان مغول و دستنشاندگان آنان را شکست دهند. در اوج قدرت، سربداران بر بخشهای وسیعی از خراسان حکومت میکردند و حتی با حکومتهای محلی مانند آل کرت در هرات و آل مظفر در فارس همپیمان شدند.
ساختار حکومت و سیاستها
حکومت مردمی: سربداران ساختاری شبه جمهوری داشتند و تصمیمات مهم در شورایی متشکل از رهبران جنبش و نمایندگان مردم گرفته میشد.
عدالت اجتماعی: کاهش مالیاتهای سنگین، حمایت از کشاورزان و مقابله با فساد اداری از سیاستهای اصلی آنان بود.
مذهب شیعه: سربداران از مذهب شیعه به عنوان ایدئولوژی مقاومت استفاده میکردند و به احیای شعائر شیعی مانند عزاداری محرم پرداختند.
روابط خارجی: آنها با حکومتهای محلی همسو با خود علیه مغولان متحد شدند، اما با تیموریان به رهبری تیمور لنگ درگیر شدند.
فرهنگ و هنر در دوره سربداران
سربداران اگرچه بیشتر درگیر نبردهای نظامی بودند، اما به دلیل حمایت از مردم عادی و کاهش فشار اقتصادی، فضایی برای رشد فرهنگی ایجاد کردند. برخی اقدامات آنان شامل:
ساخت مساجد و مدارس شیعه در سبزوار و نیشابور.
حمایت از شاعران و عالمان دینی.
ترویج زبان فارسی به عنوان نماد هویت ملی و مذهبی.
دلایل افول و سقوط سربداران
۱. اختلافات داخلی: پس از مراج وجیهالدین مسعود، رقابت میان سران سربداران بر سر قدرت افزایش یافت.
۲. حمله تیمور لنگ: تیمور در لشکرکشی به ایران، سربداران را به عنوان مانعی بر سر راه خود دید و در سال ۷۸۳ هجری قمری سبزوار را فتح کرد.
۳. ضعف اقتصادی: جنگهای پی در پی و محاصره شهرها منابع اقتصادی سربداران را تحلیل برد.
میراث سربداران
مقاومت ضد مغولی: سربداران نماد مبارزه با استعمار مغول و احیای حاکمیت ایرانی-اسلامی بودند.
تأثیر بر جنبشهای شیعی: تجربه سربداران الهامبخش جنبشهای بعدی مانند صفویان در مبارزه برای تشکیل حکومت شیعه شد.
احیای خراسان: آنها در بازسازی شهرهای ویران شده خراسان پس از حمله مغول نقش داشتند.
نتیجهگیری
سربداران جنبشی مردمی و انقلابی بودند که در دوره آشوب پس از ایلخانیان، پرچم عدالت و استقلال را برافراشتند. اگرچه عمر این حکومت کوتاه بود، اما تأثیر عمیقی بر تحولات سیاسی و مذهبی ایران گذاشت و راه را برای ظهور حکومتهای متمرکز ایرانی مانند صفویه هموار کرد.