کتاب بهرام

مطالب علمی فرهنگی هنری

کتاب بهرام

مطالب علمی فرهنگی هنری

کتاب بهرام
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۶ اسفند ۰۳، ۰۵:۰۲ - ناشناس
    ok
  • ۱۷ آبان ۰۲، ۱۳:۴۷ - محسن
    😱🤮

۳۶ مطلب با موضوع «شعر :: شعرهای با مضمون اجتماعی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

دیدی چه بد شدیم گرفتار دیو و دد

 کس را به یاد نیست چنین روزگار بد

 

دیدی که پیش‌تر ز تو هم بس ستمگران

 رفتند و ماند از پس‌شان لعنت ابد

 

جهد است در جهالت و جهل است در جهاد

 ابرام در خرافه و اهمال در خرد

 

دست ستم دراز و دهان دروغ باز

 تزویر و زرق و روی و ریا بی حساب و حد

 

دانی که خودپرست کم از بت‌پرست نیست

 خودبین برد به سوی خدا نیز دست رد

 

آری صنم‌پرست نباشد صمدشناس

 ور خود به زرق خواند الله را صمد

 

ای دست حق علی بزند گردن تو را

 کز بهر کار ناحق از او خواستی مدد

هوشنگ ابتهاج

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

 گفت طوطی که قفس باز نباشد هم نیست!

زاغ هم گفت که آواز نباشد هم نیست!

 

قفس مشترک طوطی و زاغان شده این

آب و دان باشد و پرواز نباشد هم نیست!

 

نت گمان کرد که سرچشمه ی آهنگ نت است.

گفت بی پرده اگر ساز نباشد هم نیست.

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

میدان فراخ و مرد میدانی نه

احوال جهان چنانکه میدانی نه


ظاهرها شان به اولیا ماند لیک

در باطنشان بوی مسلمانی نه

 رباعی از مولانا

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

از : قصه ی رنگ پریده ، خون سرد
من ندانم با که گویم شرح درد

قصه ی رنگ پریده ، خون سرد؟


هر که با من همره و پیمانه شد

عاقبت شیدا دل و دیوانه شد


قصه ام عشاق را دلخون کند

عاقبت ، خواننده را مجنون کند


آتش عشق است و گیرد در کسی

کاو ز سوز عشق ، می سوزد بسی


قصه ای دارم من از یاران خویش

قصه ای از بخت و از دوران خویش


یاد می اید مرا کز کودکی

همره من بوده همواره یکی


قصه ای دارم از این همراه خود

همره خوش ظاهر بدخواه خود


  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

در آستانه
برای م. امید
نگر
تا به چشمِ زردِ خورشید اندر
نظر
نکنی
که‌ت افسون
نکند.

بر چشم‌های خود
از دستِ خویش
سایبانی کن
نظاره‌ی آسمان را
تا کلنگانِ مهاجر را
ببینی
که بلند

از چارراهِ فصول
در معبرِ بادها
رو در جنوب
همواره
در سفرند.

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰

کوه‌ها
کوه‌ها با هم‌اند و تنهایند
همچو ما، باهمانِ تنهایان.

۱۳۳۹

شعری از احمد شاملو، از کتاب مجموعه شعر لحظه ها و همیشه.

  • بهرام بهرامی حصاری