کتاب بهرام

مطالب علمی فرهنگی هنری

کتاب بهرام

مطالب علمی فرهنگی هنری

کتاب بهرام
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۶ اسفند ۰۳، ۰۵:۰۲ - ناشناس
    ok
  • ۱۷ آبان ۰۲، ۱۳:۴۷ - محسن
    😱🤮

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر در مورد کلاف سردرگم» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

من و تو دور شدیم اینقدر چرا از هم.
غریبه با هم، دشمن به هم، جدا از هم.


اگر به هم نرسیدیم بی‌خیال شدیم
ولی جدا که نکردیم راه را از هم.


که بر نگردی و دیگر نگاه هم نکنی
بپاشی اول بازی زمینه را از هم.


تمام این همه مثل کلاف سر در گم
ولی به سادگی قهر بچه‌ها از هم.


تو هم شکسته‌ای و مثل من پر از زخمی
چه شد؟ من و تو به هم خورده‌ایم یا از هم.


اگر قبول نداری نگاه کن به عقب
جدا شده جایی رد پای ما از هم.


چه در میانه‌ی این راه اتفاق افتاد
فرار کرد خطوط دو رد پا از هم.

اشعار مهدی فرجی

  • بهرام بهرامی حصاری
  • ۰
  • ۰
اگرچه یاد ندارم که دفعه ی چندم
مرا شکستی و... آه از نگاه این مردم
 ♥️♥️
به گیسوان پریشان خود نگاه بکن
که شرح حال من است این کلاف سر در گم
 ♥️♥️
حکایت منِ دور از تو مانده، اینگونه ست:
خمار و خسته ام و نیست قطره ای در خُم
 ♥️♥️
همیشه عطر تو بی تاب کرده جانم را
چنان که باد بپیچد به خوشه ی گندم...
 ♥️♥️
به سر هوای تو دارم، خدا گواه من است
اگر رسیده نمازم به رکعت پنجم!
 ♥️♥️
حسین دهلوی
 

غزل حسین دهلوی که خواندید، به زیبایی احوالات عاشقانه و عاطفی را به تصویر می‌کشد. نقد این غزل از جنبه‌های مختلف به شرح زیر است:

1. محتوا و معنا:

  • بهرام بهرامی حصاری