نگرش (به انگلیسی : attitude) ، به عنوان یک مفهوم روانشناختی، به بررسی شیوههایی میپردازد که افراد به رویدادها، اشیاء، و دیگران نگاه میکنند و با آنها تعامل دارند. نگرشها میتوانند تأثیرات عمیقی بر رفتار، تصمیمگیری و احساسات فردی داشته باشند. در این مطلب، به تعریف نگرش، انواع آن، شکلگیری و تغییر آن، و تأثیراتش خواهیم پرداخت.
1. تعریف نگرش
نگرش مجموعهای از باورها، احساسات، و تمایلاتی است که فرد نسبت به یک موضوع خاص دارد. این مجموعه به صورت کلی و پایدار در ذهن فرد شکل میگیرد و میتواند بر نحوه نگرش و رفتار او نسبت به موضوعات مختلف تأثیر بگذارد.
2. اجزای نگرش
نگرش از سه جزء اصلی تشکیل شده است:
- جزء شناختی: شامل باورها و ادراکاتی است که فرد درباره یک موضوع خاص دارد. مثلاً، اعتقاد به فواید ورزش برای سلامت.
- جزء احساسی: شامل احساسات و عواطفی است که فرد نسبت به یک موضوع تجربه میکند. مثلاً، احساس خوشایند نسبت به یک نوع موسیقی خاص.
- جزء رفتاری: شامل تمایلات و رفتارهایی است که فرد بر اساس نگرش خود نشان میدهد. مثلاً، انتخاب به رفتن به باشگاه ورزشی به دلیل باور به فواید آن.
3. انواع نگرش
- نگرش مثبت: زمانی که فرد دیدگاه یا احساسات مثبتی نسبت به یک موضوع خاص دارد. مثلاً، نگرش مثبت نسبت به یادگیری زبانهای جدید.
- نگرش منفی: زمانی که فرد دیدگاه یا احساسات منفی نسبت به یک موضوع خاص دارد. مثلاً، نگرش منفی نسبت به کار کردن در شب.
- نگرش خنثی: زمانی که فرد نسبت به یک موضوع خاص هیچ احساس یا نظر قویای ندارد. مثلاً، نگرش خنثی نسبت به یک نوع غذای جدید.
4. شکلگیری نگرش
- تجربههای شخصی: تجربیات مستقیم و تعاملات فردی میتوانند بر شکلگیری نگرشها تأثیر بگذارند. مثلاً، تجربه موفقیت در یک فعالیت میتواند نگرش مثبت نسبت به آن فعالیت ایجاد کند.
- تأثیرات اجتماعی: خانواده، دوستان، و رسانهها میتوانند بر نگرشها تأثیر بگذارند. نظرات و رفتارهای اطرافیان میتواند بر نگرش فرد نسبت به موضوعات مختلف تأثیرگذار باشد.
- آموزش و یادگیری: آموزشها و اطلاعات جدید میتوانند بر نگرش فرد تأثیر بگذارند. مثلاً، آگاهی از مزایای تغذیه سالم میتواند نگرش مثبت نسبت به رژیم غذایی سالم ایجاد کند.
5. تغییر نگرش
تغییر نگرش میتواند به دلیل عوامل مختلفی از جمله:
- تجربیات جدید: مواجهه با تجربیات جدید میتواند نگرش فرد را تغییر دهد. مثلاً، تجربه سفر به یک کشور جدید ممکن است نگرش فرد نسبت به فرهنگهای مختلف را تغییر دهد.
- اطلاعات و آموزش: ارائه اطلاعات جدید و آموزش میتواند بر نگرش فرد تأثیر بگذارد. مثلاً، اطلاعرسانی در مورد مسائل زیستمحیطی میتواند نگرش فرد نسبت به حفظ محیط زیست را تغییر دهد.
- تغییرات اجتماعی و فرهنگی: تغییرات در محیط اجتماعی و فرهنگی میتواند به تغییر نگرشها منجر شود. مثلاً، تغییرات در قوانین و سیاستهای اجتماعی میتواند نگرشهای فردی را تحت تأثیر قرار دهد.
6. تأثیرات نگرش
- رفتار: نگرشها میتوانند به طور مستقیم بر رفتار فرد تأثیر بگذارند. مثلاً، نگرش مثبت نسبت به فعالیتهای داوطلبانه میتواند فرد را به شرکت در چنین فعالیتهایی ترغیب کند.
- تصمیمگیری: نگرشها میتوانند بر فرآیند تصمیمگیری تأثیر بگذارند. مثلاً، نگرش فرد نسبت به یک محصول میتواند بر تصمیم خرید او تأثیرگذار باشد.
- روابط بین فردی: نگرشها میتوانند بر روابط فرد با دیگران تأثیر بگذارند. نگرش مثبت نسبت به دیگران میتواند به بهبود روابط و تعاملات اجتماعی کمک کند.
نتیجهگیری
نگرش به عنوان مجموعهای از باورها، احساسات و تمایلات فردی میتواند تأثیرات عمیقی بر رفتار، تصمیمگیری و تعاملات اجتماعی داشته باشد. درک و مدیریت نگرشها میتواند به بهبود کیفیت زندگی و روابط بین فردی کمک کند. تغییر نگرشها ممکن است نیازمند تجربههای جدید، اطلاعات و آموزشهای مناسب باشد، اما میتواند به رشد شخصی و بهبود تعاملات اجتماعی منجر شود.
داستانی آموزنده از کتاب 7 عادت مردمان موثر در مورد نگرش:
انیشتین میگفت: «آنچه در ذهن شما میگذرد، دنیای شما را میسازد.»
استفان کاوی، یکی از برجستهترین شخصیتهای دنیای موفقیت، به نظر میرسد از این گفته انیشتین الهام گرفته است که بیان میکند:
«اگر میخواهید تغییرات جزئی در زندگی یا روابطتان ایجاد کنید، باید به گرایشها و رفتارهای خود توجه کنید؛ اما اگر قصد دارید تغییرات اساسی و بنیادین در زندگیتان رخ دهد، باید نگرشها و دیدگاههایتان را تغییر دهید.»
او برای روشنتر کردن این نکته، مثالی از زندگی روزمره میآورد:
«یک روز تعطیل در نیویورک، سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم از اتوبوس پر شده بود و بیشتر مسافران آرام نشسته بودند یا مشغول به کاری بودند، فضایی آرام و ساکت حاکم بود. اما ناگهان مرد میانسالی با بچههایش وارد اتوبوس شد و فضای اتوبوس به طور کلی تغییر کرد. بچهها شروع به داد و فریاد کردند و مدام چیزهایی را به سمت یکدیگر پرتاب میکردند. یکی از آنها با صدای بلند گریه میکرد و دیگری روزنامهها را از دست مردم میکشید و در مجموع اعصاب همهمان به هم ریخته بود. اما پدر بچهها که درست در صندلی جلوی من نشسته بود، هیچ واکنشی نشان نداد و در دنیای خودش غرق بود. در نهایت صبرم تمام شد و زبان به اعتراض گشودم که :
«آقای عزیز! فرزندانتان واقعاً همه را اذیت میکنند. آیا نمیخواهید جلوی رفتارشان را بگیرید؟» مرد که به نظر میرسید تازه متوجه اوضاع شده است، کمی در صندلیاش جابهجا شد و گفت: «بله، حق با شماست. واقعا متاسفم. راستش، ما از بیمارستانی برگشتهایم که همسرم، مادر همین بچهها، نیم ساعت پیش در آنجا فوت کرده است. من واقعا سردرگمم و نمیدانم باید چه چیزی به این بچهها بگویم. نمیدانم خودم باید چه کار کنم و...» و بغضش شکست و اشک از چشمانش سرازیر شد.
استفان کاوی بلافاصله پس از بیان این داستان میپرسد: «صادقانه بگویید، آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمیبینید؟ چرا؟ آیا دلیل دیگری جز تغییر نگرش شما نسبت به آن مرد وجود دارد؟» و خودش ادامه میدهد: «راستش من هم بلافاصله دیدگاهم تغییر کرد و با دلسوزی به آن مرد گفتم: واقعاً معذرت میخواهم. نمیدانستم. آیا کمکی از من برمیآید؟»
اگرچه تا چند لحظه پیش از اینکه مرد چطور میتواند اینقدر بیتوجه باشد ناراحت بودم، اما ناگهان با تغییر نگرش من، همه چیز تغییر کرد و من صادقانه خواستم که هر کمکی از دستم برمیآید را انجام دهم.»
«حقیقت این است که به محض تغییر دیدگاه، همه چیز به طور ناگهانی تغییر میکند. کلید یا راه حل هر مشکلی این است که به شیشههای عینکمان نگاه کنیم؛ شاید گاهی نیاز باشد رنگ آنها را عوض کنیم و در حقیقت، دیدگاه و نقش خود را تغییر دهیم تا بتوانیم هر شرایطی را از زاویهای جدید ببینیم و تفسیر کنیم. آنچه اهمیت دارد خودِ رخداد نیست، بلکه تفسیر و برداشتی است که از آن داریم.